محدثه روغن گرها
۹۳۳۱۰۱۳
عنوانهای برتر:
#بحث_بکن_ترین
#فیلم_بین_ترین
#پر_استرس_ترین
#ساکت_ترین
#زود_رنج_ترین
گرایش؟
IT
محل تولد؟
تهران
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
mhd.roghangarha@gmail.com
سرگرمی و علایق؟
کتاب ، فیلم ، صحبت با دوستان :)، فعالیت های انسان دوستانه
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
اره خیلی
دانشگاه ما دانشگاه بود؟؟
اره بود، خوبشم بود می تونست بهتر باشه اما دیگه...
چه کاری تو این چهار سال کردی که بهش افتخار میکنی؟؟
نمیشه دقیق ی کار خاصی گفت اما به لحظه لحظه بودن در اینجا افتخار میکنم
چه درسی رو تو ارائه میدادی بهتر بود؟؟
اصول فناوری اطلاعات(فکر کنم هرکی ارائه می داد بهتر بود)، امنیت
یه چیزی که یاد گرفتی؟؟
هر آدمی کلی ویژگی خوب داره که باید کشفش کرد و زود قضاوت نکرد
نمیومدی دانشگاه چی میشد؟؟
هیچ وقت اعتماد به نفس و آرزوهای الان رو نداشتم
برگردی عقب چی رو تغییر میدی؟؟
هیچی رو ، هر تصمیمی که گرفتم برای شرایط و زمان خودش بوده
خاطره؟؟
واقعاخاطره جواب کوتاه میشه!؟
ایران؟
عاشقشم، دوست دارم یک زمانی بتونم برای خودش و مردمش ی کار مفید بکنم
تهران؟
بچگیام دوستش نداشتم شلوغ وگرم بود اما الان به نظرم پویا و هیجان انگیزه
خیابون ولیعصر؟
پر از کافه، پر از زندگی و جوونی
پرخاطره ترین مکان؟
خود دانشگاه
دانشگاه صنعتی امیرکبیر؟
پرچمش بالا است حداقل یک بعدی نیست
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
بهترین دانشکده امیر کبیر. ی جایی که فکر کنم بعد مرگم روحم بهش سر بزنه
سایت؟
پروژه
دکه یعقوب؟
صف
سلف؟
از ترم چهار تصمیم گرفتم سمتش نرم
سالن مطالعه؟
نباید اسمش سالن پروژه باشه! کامپیوتر و مطالعه؟!
خوابگاه؟
یک تجربه عالی از زندگی کردن با کلی آدم متفاوت
آسانسور؟
خراب و خنگ
طبقه اساتید؟
قدیما آرتروز می گرفتیم اما الان هر روز داریم میریم اونجا
اینترنت دانشگاه؟
خوب ، بد، متوسط
انتخاب واحد؟
دق، دق ...
آزمایشگاه ها؟
گاهی از ی درس سه واحدی سخت تر می گرفتن :|
فرجه؟
مثلا درس خوندن با بچه ها
پروژه و تحویلش؟
تحویلش احساس راحتیه مگه اینکه در همون لحظه ی باگ پیدا کنی
فارغ التحصیلی؟
ی کمی ناراحت کنندست اما بیشتر ی حس خوب به سر انجام رسیدن داره
7:45؟
می خواستم بیام ولی نمیشد
بهترین دوست؟
حانیه
بهترین استاد؟
کسی الان یادم نمیاد
بدترین استاد؟
خرسندی
صبوری؟
در کل سه چهار بار رفتم
پوروطن؟
به نظر من استاد بدی نبود با روش تدریسش می ساختم
پروژه هایی که خاطره شد
حانیه رضائی بقا:
فکر میکنم عنوان کاملا گویای محتوا باشه. ولی یادآوری چیزایی که توی این سالا گذشت انقدر لذت بخشه که بازم می نویسم...
هر چند دلیل نمیشه چیزایی که یادآوریشون لذت بخشه خاطرات خوب آدم باشن... مثل پروژه هایی که با هم انجام دادیم و نمیگم همهشون، ولی اکثرشون به قول خودت رو مخ بودن و به قول من اعصابمو بهم میریختن... ولی هر کدومشون یه جوری تموم شد و آخریاش هنوز هم رو مخ تو هستن و اعصاب منو بهم میریزن و بالاخره تموم میشن...
بدترینش یادته کدوم بود؟ به نظر من که پروژه fpga بود که سر تحویل چه بازی عجیبی موقع سنتز شدن برامون درآورد و ما دو تا که زمان تحویلمون ۹ صبح بود تا ۴ و نیم بعدازظهر درگیر بودیم... بهترینشون ولی نمیدونم کدوم رو بگم... فکرشو که میکنم پروژه های خوب هم داشتیم... چیزی که خیلی پررنگ تو ذهنمه خوابگاه بسطامیه که تقریبا همه پروژه ها بهش ربط پیدا میکنن... چقدر دلمون میخواست یه شب تا صبح بمونیم بالای سر پروژه و تمومش کنیم بره و نشد...
البته خوابگاه فقط منو یاد پروژه ها نمیندازه... یاد کلی چیزای دیگه که بماند... اگه دوست داشتی پست کن...
بیبی فیس ترین
مهتاب عزتی کرمی:
محدثه گل! خدایی اگه قرار باشه فقط با یه کلمه توصیفت کنم بیبی فیس ترین مناسب ترین واژه است. دختر قوی هستی و همیشه برا کارهات بیشترین تلاش رو می کنی. آرزو می کنم همیشه نتیجه تلاش هات رو ببینی و به آرزوهات برسی:*
محدثه
فائزه محمودی:
از دوستای دغدغه مندو پراز معلومات توی زمینه های مختلف که بنظرم ویژگی عالیه یکی دیگه از ویژگی هات که دوست داشتم این بود که محکم پای چیزای که بهشون اعتقاد داری و درست میدونی میمونی و ترسی نداری از بیانشون این واقعا عالیه,یادش بخیر واقعا فعالیتهای که باهم داشتیم امیدوارم بازم توآینده باهم درارتباط باشیم ورفیق,همیشه موفق باشی و دربهترین جایگاه هاباشی محدثه ای عزیز دل.
خانوم مدیر و مدبر
فاطمه باقری:
محدثه جان سلام.چیزی رو که میخوام بگم فکر کنم خودت بدونی و اگر نمیدونی هم بیدارت مینمایم که بس خفته نمانی.خیلی برای مدیریت مستعدی و اینو توی جهادی خراسان شمالی به عینه دیدم.احساسات رو وارد کار نمیکنی و تا جایی که ممکنه منطقی فکر میکنی و تصمیم میگیری.خاطرات توچال هم محاله یادم بره😂دوستدار تو فاطمه😘
مهربون ترین
گیتا تابع جماعت:
محدثه عزیزم.جزو آدمایی هستی که آدم از دوستی با هات لذت
می بره.ویژگی بارزی که از تو دیدم این بود که همیشه علاوه بر این که کار خودتو می کردی نگران بقیه ام بودی.این واقعا برام جالب بود.فراموشت نمی کنم.☺
روغنگرها ( گرها باید جدا نوشته بشه :/// )
گیتا سرافراز:
یادمه اولین بار که دیدمت روز جشن ورودیا بود و نمیدونم چرا اون روز خیلی ازت خوشم نیومد دیگه جلسه اول کلاس مبانی هم که نگو ... گذشت ولی آروم آروم که کلاس های مشترک داشتیم و سر کاراته همگروه شدیم و باهم دوست شدیم فهمیدم چه دختر مهربونی و پر مطالعه ای هستی و بعد از همکاریمون سر جهادی فهمیدم یکی از بهترین آدما تو بحث مدیریتی و برای رسیدن به هدف ذهنیت تلاش میکنی . این ویژگی هات واقعا قابل تحسینه. امیدوارم دوستیمون تا سالیان سال ادامه داشته باشه. در ضمن خیلی هم سفر خوبی هستی درسته بعضی وقتا یه سری کارات اذیتم میکنه ولی خیلی سفر باهات خوش میگذره.
خوش خنده جان
اتوسا احسنی ثمرین:
به طرز عجیبی هر وقت میبینمت فقققط دوست دارم باهات بخندم. از ترم یک بود که با هم اشنا شدیم. همون ترم هم هم گروه بودیم تو acm (هنوزم نمیدونم چی پیش خودمون فکر کردیم که شرکت کردیم 😂). تا ترم چهار خیلی خوب بود کلاسای مشترک زیادی داشتیم. ترم یک سر مبانی هم فکری میکردیم. کل ترم دو رو با هم جمع کردیم (تو تعطیلات عید هم با حانیه مجبورت کردیم برامون شیرینی تولد بدی😂) منطقی و الک و الگوریتم و دیتابیس (که من اخرشم mysql نصب نکردم و کد هارو میدادم واسم ران میگرفتی عکس میفرستادی 😂) و ... کلن اذیتت هم کردم خیلی :)) ترم سه هم که باهات یه سفر عااالی رفتم (و هیچ وقت یادم نمیره خودمون دوتایی رفتیم اون اب انار فروشیه و اونقد چیزای ترش خوردیم که دیگه نمیتونستیم تحمل کنیم 😂) روزگار از ترم پنج دیگه کلن جدا کرد کلاسامونو از هم و خیییلی ناراحت م که اینقد کم میبینمت. عاشق وقتایی م که درباره ی فیلم ها و کتاب ها خیییلی دقیق و جزئی حرف میزنی و نظر میدی و من میبینم عملن نه درست حسابی کتاب میخونم نه فیلم میبینم!!! خیلی خوب و مهربونی. بودن باهات همیشه برام حس خوبی داره. انشالله همیشه خوشحال و شاداب و موفق باشی محدثه خانم ❤️
محدثه روغن:)
فاطمه راحمی:
به گذشته که فک میکنم اصا یادم نمیاد چجوری با هم دوست شدیم ولی مهم نیس مهم اینه که برام یه دوست خوب بودی همیشه. انقد همش بهم کمک میکردی که هنوز شرمندتم.
همیشه رک و صادق بودنتو دوست داشتم و دغدغه ها تو...
خاطرات جهادی هم که محاله یادم بره:)
اصا ی جور خاصی دوست دارم
عمیق مثل محدثه :)))
افسانه باغستانی:
محدثه جانم این ویژگی که توی مساله ای که دوستش داری یا برات مهمه عمیق میشی و براش زمان میذاری خیلی قشنگه. اینطوری آدم میتونه ازت سوال بپرسه و مطمئن باشه که جوابت منبع معتبر داره. ایشالا که همیشه هم از این وقت و انرژی گذاشتن بهترین نتیجه هارو بگیری.
مامان محدثه 😀
زهرا عدالت:
محدثه شبی که دیر وقت بود و همه جا تاریک و خلوت دست تو رو محکم گرفتم تا سر طالقانی واقعا حس کردم محکم وایسادی و پشتمی😁 باهات تو بهترین جاها خاطره دارم. مشهد فانوس... لواء زینب اربعین... اربعین واقعا مثل یه مامان مثل یه فرشته مهربون از من مراقبت کردی😍 خوشا کاروانی که عقب روش تو باشی! چیپس و پنیر و وافلی که رفتیم کافه بهترین شد تو ذهنم! تا آخر عمر میتونم یادآوری کنم و بخندم😅 دلتنگت میشم زیاد. امیدوارم همیشه موفق باشی و به همه آرزوهات یکی یکی برسی❤
پرانرژی!!!
سوده نیلفروشان :
یادمه اولین برخوردمون باهم سر معادلات بود :)) بعدش هم که دیگه باهم همسفر شدیم،تازه اونجا فهیمیدم چه اطلاعات وسیعی در زمینه های مختلفی داری:)))واقعا از هم حرف زدن باهات لذت میبرم وقتی میخوای یه چیزیو تعریف کنی خیلی پرانرژی تعریف میکنی ! دوست دارم که دوستیمون هیچوقت از بین نره به خصوص که تو عقایدمون هم خیلی مشترکیم😊
همگروهی جان
شهرزاد حاجی امین شیرازی:
یکی از اولین آدم هایی بودی که من شناختم و از روز اول خوشحال بودم که دوست خوبی و مهربونی مثل تو پیدا کردم..درست کردن پروژه و بیدار موندنامون تا صبح و هفت صبح شب بخیر گفتنامون رو یادم نمیره...همیشه به یادتم وامیدوارم همیشه مثل الان موفق و شاد و پرخنده باشی:*:*
اطلاعات جانبی!
فاطمه معرفت:
یادمه سر اغلب کلاس هایی که یه بحث جانبی پیش میومد، تو از شرکت کنندگان در بحث و جزو صاحب نظرها بودی...
به نظرم این ویژگی خیلی خوب و مهمیه که تو داریش!
.
سیده نرگس حسینی:
فقط میتونم تخصصی رو به عنوان یه خاطره خیلی مهم یادآوری کنم:دی
جدا از شوخی امیدوارم همیشه موفق باشی محدثه جان:)
محدثه عشقم!
زهرا عباسیان طائب:
محدثه خیلی خوبه که اینقدر کتاب میخونی، فیلم میبینی، و خیلی دقیق یادت میمونه! (چطور میتونی؟؟) ی بار یادمه شروع کردی ی تیکه از هری پاتر رو تعریف کردن نیم ساعت راجع بهش حرف زدی و من با اینکه هری پاتر جز معدود فیلم هایی بوده که دیدم و دوسش داشتم، اصلا یادم نمیومد اینایی که میگفتی کجای فیلم بود؟! اون موقع بود که فهمیدم مثل اینکه ی جور دیگه باید فیلم ببینم!
در عین حال که ی دختر پر شور و هیجانی (در حد زیادی) میتونی خیلی به آدم آرامش بدی! هیچ وقت اون روزی که من خیلی ناراحت بودم، و تو یک ساعت تو خیابون وایسادی و باهام حرف زدی یادم نمیره! هیچ کس نمیتونست منو آروم کنه اون روزا، ی آرامشی بهم دادی که هنوزم باهامه! مرسی بابت آرامشی که بهم دادی!
امیدوارم همیشه سلامت باشی و به همین اندازه خوب بودن بی نهایت خودتت، خوبی ببینی!
پ.ن: طبقه اساتیدـ روز انتخاب واحدـ در اتاق دکتر نیک آبادی (اینو هیچ وقت یادم نمیره)
دغدغه مند ترین:)
فائزه دهقان نیری:
محدثه ی دوست داشتنی
دایرة المعارف عزیز من، حقیقتا در طول این چهار سال اطلاعات زیاد و دقیقت از هر موضوع عجیب سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و... باعث شگفتی و تحسین بوده و هست 😉.
خاطرات من از تو برمیگرده به موقعیت های زیاد و مختلفی که داشتیم، از بحث های فیلمی (و بیشتر کره ای😁) توی سالن مطالعه تا بحث های فرهنگی ققنوس و دغدغه های سیاسی.
دوست جان من، دغدغه مندی و نگرانیت توی موضوعات مختلف نشون دهنده ی قلب مهربونت و توجه بی دریغته که شامل حال اطرافیانت میشه😊.
روزهات به گرمی دستات مهربان جان.